این روزها و یا بهتر بگویم بعد از حضور آقای موالی زاده به عنوان استاندار و به واسطه به کار بردن اصطلاح غیرمتعارف استاندار عرب توسط رئیس جمهور، فضایی نسبتا ناخوشایند و پر چالش بر استان حاکم شد.

هوشنگ نوبخت؛

این روزها و یا بهتر بگویم بعد از حضور آقای موالی زاده به عنوان استاندار و به واسطه به کار بردن اصطلاح غیرمتعارف استاندار عرب توسط رئیس جمهور، فضایی نسبتا ناخوشایند و پر چالش بر استان حاکم شد.
فضایی که همه امورات، انتخاب ها، انتصاب ها، نقطه نظرها و دیگر مسائل را با پیوست نگاه قومیتی گره زد.
این که مردم ما به عنوان شهروند، هیچ وقت در طول تاریخ به واسطه نوع قومیت و یا به بهانه این که کسی عرب یا لر است تا به حال دعوا و مشاجره نداشته اند، حقیقتی است که بر همه آشکار است اما نباید فراموش کرد که عده ای شاید انگشت شمار هستند که از قضا مدعی حمایت از حق و حقوق قوم و ایل شان هستند ولی با رویکردهای ناپخته، احساسی، متعصبانه و گاه عامدانه با تولید محتوا و گفتمانی چالشی، فضای افکار عمومی را همیشه به حاشیه برده اند.

کسانی که گاه تنها دنبال یک جایگاه برای خود هستند، گاه با گرفتن یک باج کوچک از همه اعتقادات ایلی شان خروج می کنند و گاهی هم بدون این ها، تنها می خواهند قهرمان ایل و تبار خودشان قلمداد شوند و نگذارند که سهم همتبارانشان در معادلات استان حذف شود. گاهى کاسه داغ تر از آش مىشوند و سنگ بقیه را بیشتر از خودشان بر سینه مى کوبند و مشاوره هاى خوبى به دیگران نمى دهند.

همه این خصلت ها، خواسته یا ناخواسته در جوامع منتسب به قومیت ها در همه جا به شکل های مختلف وجود دارد اما این که همه مسایل را تنها با نگاه قومی بررسی کردن یک بیماری مزمن و یک ویروس خطرناک است که ممکن است دامان همه را بگیرد.
یکی از مشکلات اساسی اخیر خوزستان که فضای عمومی را هم به شدت در برگرفته تصمیمات گاه ناخوشایند و چالش برانگیزی است که والى خوزستان بدون پیوست روشنگری و پاسخگویی شفاف به افکار عمومی، لحاظ و اجرا نموده است و نسبت به چرایی آن هم هیچگونه واکنشی منطقی از خود یا نیروهای تحت امرش ارائه نداده که از این همه چنددستگی اجتماعی و تفرقه های قومیتی جلوگیری کند.
کنار گذاشتن غیر منتظره معاون سیاسی جوان موالی زاده یکی از مهمترین مسائلی است که به دلیل عدم روشنگری به یک چالش اجتماعی و یک شکاف قومی تبدیل شده و جالب اینجاست که علیرغم هجممه های زیاد برای این تصمیم، تاکنون هیچ اظهارنظری که باعث شفافیت این اتفاق باشد از سوی هیچ مرجعی بیان نشده و همین رویکرد نامناسب باعث تشدید اظهارنظرها و گاه چالش هایی بین جامعه نخبگانی استان هم بوجود آورده است.

این که چرا مردم خوزستان در کلمه ای به نام خوزی که ماهیت مشترک جغرافیایی و زیست همه اقوام استان است هضم نشده اند و ارادتی نسبت به آن ندارند، مسئله ای است که باید آن را بررسی و چاره اندیشی کرد.
این که چرا مثل اصفهان که همه مردمانش را در اصفهانی بودن معرفی می کند، عمل نمی کنیم تا یک ید واحده باشیم هم از نکاتی است که باید مشاوران استاندار بدان ورود کنند، برای آن با جامعه دانشگاهی، رسانه ای، فرهنگی و اقوام جلسه بگذارند و طی یک چشم انداز اجتماعی چند ساله به سوی آن حرکت کنند تا بلکه این همه شاهد سنگ قومیت بر سینه کوبیدن در این استان پرچالش نباشیم.
بی شک وقتی نخواهیم به عنوان شهروند خوزستان، یک خوزی و یا به عنوان یک ساکن اهواز، خود را اهوازی معرفی و قلمداد کنیم، عده ای سودجو و فرصت طلب هستند که از این خلا، سود برده و محافظه کارانه خودشان را بر معادلات اجتماعی، سیاسی استان تحمیل می کنند و از این شکاف بهره می برند.
اگر من جای استاندار فعلى بودم و یا می توانستم به ایشان مشاوره بدهم حتما راهکارهایی ارائه می دادم تا فضای ملتهب کنونی را مدیریت کرده از چالش ها بپرهیزم، پاسخگوی شفاف ابهامات باشم و به سمت و سویی حرکت کنم و تصمیم بگیرم که عدالت اجتماعی، شایسته سالاری و البته ملاحظات ترکیب های جمعیتی و توانایی های نیروی انسانی را هم لحاظ کنم و اجازه ندهم که برخی ها، خواسته یا ناخواسته به بهانه حمایت از ایل و تبار خود، فضای عمومی استان را به چالش بکشند.
چرا که وجود این فضای مسموم و تفرقه افکنانه نه برای مردم استان، نه برای اقوام و نه برای آینده فرزندان این جغرافیا هیچ عایدی ندارد و تنها باعث شکاف اجتماعی بیشتر، ناامنی، مهاجرت و فاصله طبقاتی بین مردم استان می شود که همه کمبودها و دردهایشان مشترک است.

امید است که استاندار خوزستان با تدبیر، جسارت، شفافیت و البته ارتباط مستقیم با منتقدان و فرهیختگان استان بتواند ضمن روشنگری و تبیین فضای کنونی به سمت و سویی حرکت کند که همه به عنوان یک شهروند خوزستانی از بودن در کنار هم لذت بیریم و کمک کنیم که سرزمین اجدادی مان به مکانی بهتر برای زیستن و جغرافیایى امن تر براى آینده فرزندان مان تبدیل شود.

فرزندانى که خیلى دنبال قومیت و لباس و حاشیه و چالش هاى سنتى نیستند و تنها کار مى خواهند، امنیت و عدالت مى خواهند و مدیرانى که صادقانه براى استان شان تلاش کند.