هوشنگ نوبخت
مردم خوزستان را همه با خونگرمی و مهمان نوازی و غیرت و شهامت می شناسند اما این روزها، خاکی بودن بارزترین شاخصه این مردم است.
خوزستانی ها آنقدر خاکی اند که هشت سال تمام برای خاک شان، جان دادند.
آنقدر خاکی اند که برای اینکه سرزمین شان به دست اهریمن نیفتد، خون دادند اما همین مردم این سال ها و این روزها مثل باد، مثل باران و مثل فلافل دارند از آسمان خاک می خورند، چنان خاک می خورند که خاکی ترین مردم دنیا شده اند.
روزی برای خاک شان زخمی شدند و راهی بیمارستان هایی که تخت هم نداشتند و امروز خودشان و بچه هاشان راهی همان بیمارستان ها می شوند اما این بار برای مشکل تنفسی که گرد و غبار بی تدبیری مدیران بر سرشان ریخته اند.
خوزستان، همیشه تاریخ مظلوم بوده و اینک در اوج بی تدبیری و نگاه منصفانه دولت ها، یک نسل خود را در معرض خطر و انقراض می بیند.
آلودگی های صنعتی، آلودگی های زیست محیطی، کشاورزی و انسانی در کنار سوغاتی های ناخوشایند گاه و بی گاه عراق و عربستان دمار از روزگار مردم خوزستان درآورده است.
مردمی که مثل زمان جنگ و شاید بدتر از آن، مهاجر، جنگ زده و آواره ی شهرها و استان های دیگر شده اند تا فقط بتوانند نفس بکشند.
خوزستان را یا مثل عسلویه کاملا صنعتی کنید که فقط کارکنان صنایع در آن سکنی گزینند یا این که شرایطی مهیا کنید که مردم بتوانند حداقل های یک محیط مناسب برای زیست را داشته باشند. تا کی باید شاهد ریزش این همه خاک بر سر این مردم لایق و البته نامطالبه گر باشیم که اگر این همه خاکی نبودند می بایست شرایط بسا بهتری برای زندگی می داشتند.
امیدوارم حاکمیت و در راس همه، دولت کنونى فکرى اساسى براى حداقل هاى زندگى این مردم لحاظ کند تا این همه شاهد بحران هاى متعدد در این جغرافیاى بى همتا اما بى صاحب نباشیم.


