دکتر آزیتا صادقی؛
کتاب “کلیات سعدی اهوازی”، اثر مهدی ربی است.
اول از همه اسم عجیب و غریب کتاب توجه آدم را جلب میکند و بعد فهرست کتاب که به سبک کتب قدیمی در سه باب سعدی، بوستان و گلستان تنظیم شده که البته هر سه اسامی محلاتی در اهواز هستند.
سه داستان مجزا که زیر و بم و احوالات و شیطنتهای نوجوانان دهه شصت را واکاوی میکند و نویسنده شرح حال روزمرگی و سرگرمیهای نوجوانان آن روزگار را به تصویر میکشد.
مسابقه فوتبال بین بچههای محله کم بضاعت سعدی با بچههای مرفه کوی استادان را بگذارید کنار علاقه بچهها به “روبرتو باجو” ستاره ایتالیایی آن روزگار.
“کی میدونست روبرتو باجیو بوداییه؟ تو ایتالیا بهش میگن بودای کوچک.”
و سرهنگ شجاعی مردی که شبیه بیشتر جنگجویان قدیمی سایه جنگ را با خودش همه جا حمل میکند و در زمانی بین امروز و دیروز خیره به نقطهای دور در بیابان، خاطرات گفته و نگفته اش را را مرور میکند.
در داستان بوستان سهیل از شغل مادرش در کتابفروشی بین الملل میگوید که یکی از کتابفروشیهای قدیمی اهواز در میدان مجسمه سابق بوده که الان دیگر وجود ندارد.
“آن روز نوبت ویزیت کردن بهداشتی فروشیها و داروخانههای شرق اهواز بود، در محلههای حصیرآباد، زیتون کارگری و آسیه آباد. کچل دوباره فاز باستانشناسی حرفهای برداشته بود و درباره تپههای باستانی آسیه آباد منبر میرفت؛ این گوردخمه ها و سفالها و شیشههایی که خیلی اتفاقی از تپهها پریده بیرون نشان میداد که شهر باستانی “هرمز اردشیر” همان جاست اما هیچکس هنوز عرضهی آن را نداشته که این پدربزرگ پوسیده را از زیر خاک بیاورد بیرون.”
خواندن کتابهایی که نوستالژی نسل خاصی را به تصویر میکشد برای آن نسل بسیاز شیرین و خاطره انگیز میباشد.
این کتاب به خاطر استفاده از اسامی خیابانها و محلات قدیم و جدید اهواز در ردیف کتابهای مکان محور مناسب برای خوانش در بحث گردشگری ادبی قرار میگیرد.


